زنان شورش گر آرام

مختصري درباره ” پاييز فصل آخر سال است” اولين رمان نسيم مرعشي

paeiz

“پاييز فصل آخر سال است” رماني است كه از فصل دوم شروع مي شود. فصل اول آن فقط به واگويه هاي زني تنها در خانه اي كه نشان از افسردگي او دارد مي گذرد و اينطور نشان مي دهد كه قرار است با رماني كسل كننده و داستاني كليشه اي از واگويه ها و زيست زنانه اي به شدت تكراري روبه رو باشيم. اما از فصل دوم مي فهميم كه ماجرا چيز ديگري ست. همان جا كه ناگهان بايد ” ليلا” را با خاطرات تلخ و تنهايي هايش بگذاريم گوشه ي ذهن مان و برويم دنبال ” شبانه” تا از گذشته و حال و آينده اش باخبر شويم. اولين رمان نسيم مرعشي، ماجراي سه زن است كه بين گذشته و حال و آينده خود دست و پا مي زنند و هركدام شان به اندازه دو فصل از رمان فرصت دارند خودشان را بروز بدهند. زاويه ديد راوي در هر فصلي متفاوت است و ما با ليلا و شبانه و روجا يك بار در تابستان و يك بار در پاييز همراه مي شويم. رمان، قهرمان واحدي ندارد ولي در عين حال موفق مي شود ما را به هرسه شخصيت زن داستان نزديك كند. انگار تكه هايي از وجود ما را در تك تك اين سه نفر منتشر كرده باشد.
پاييز فصل آخر سال است با اينكه يك رماني با محوريت زيست زنانه است، با بيشتر رمان هايي كه در اين موضوع مشترك هستند، متفاوت است. از اين جهت كه زن هاي داستان نه منفعل هستند و نه وابسته و اشك ريزان. بلكه آن ها خودشان تصميم مي گيرند و دست به انتخاب مي زنند. حتي اگر تنهايي و نرفتن را انتخاب كنند باز هم تصميم گيرنده خودشان بوده اند. زناني كه عليه دنياي كليشه اي خودشان شورش كرده اند. ليلا با شوهرش كه عاشق اوست، نمي رود و ماندن را انتخاب مي كند حتي به قيمت تنهايي. شبانه به تنهايي با هزار گره و ترديد دست و پنجه نرم مي كند و از اينكه پسر ايده آلي مثل ارسلان عاشق اوست،‌ذوق مرگ نمي شود و روجا نمي خواهد تا آخر عمر زندگي اش را صرف مادرش كند. اما در عين حال اين سه زن بسيار آرام و مهربان هستند و هيچ اثري از ناهنجاري و رفتارهاي كودكانه در رفتارشان ديده نمي شود.
اما زن هاي داستان نسيم مرعشي، يك عيب بزرگ دارند كه خودشان نيستند. آنچه كه در وجودشان مي گذرد را در هزار لايه ي زيرين روح شان مدفون مي كنند و آنچه در ظاهر نشان مي دهند همان چيزي نيست كه دوست دارند اتفاق بيفتد يا انجام بدهند.
يكي از نقطه قوت هاي رمان نسيم مرعشي، امتزاج هنرمندانه و دقيق و به جاي فلاش بك ها با زمان حال در ذهن راوي هاست. او آن چنان گذشته را به حال پيوند زده است كه ما هنگام خواندن رمان تصور مي كنيم پاي يك خاطره گويي شيرين و زنده و جذاب نشسته ايم. حال بماند كه داستان آدم هاي پاييز فصل آخر سال است در گذشته اتفاق افتاده و ما فقط سايه و شبحي از تعليق ها و گره ها و ترديدهاي آن ها را مي بينيم.
نسيم مرعشي هرچند به خوبي توانسته است در شخصيت پردازي موفق باشد اما به هيچ وجه نتوانسته به شخصيت هايش لحن متفاوتي بدهد و با لحن منحصربه فرد هركدام شان، آن ها را روايت كند. اين نقصان عدم لحن سازي منحصربه فرد درباره ي رواي هاي متفاوت داستان، تا آخر رمان همراه ما مي ماند و نقطه ضعف بزرگي براي رمان به اين خوبي به حساب مي آيد.
با اين حال خواندن رمان ” پاييز فصل آخر سال است” لذت بخش بود و مي توان به سادگي ادعا كرد كه نسيم مرعشي حتما و به زودي آينده ي درخشان تري براي خودش رقم مي زند.

#رو_به_راه
#كتاب_بخوانيم
#معرفي_كتاب
#پاييز_فصل_آخر_سال_است
#فاطمه_خوش_نما

۲۶. آذر ۱۳۹۵ توسط فاطمه
دسته: دسته‌بندی نشده | ۲ نظر

نظر (۲)

  1. نخوندم پستتو. گفتم شاید خواستم کتابو بخونم.
    جریان این تگها چیه آخر متن؟ چرا برچسب عادی نمیزنی؟ حکمتی داره؟

پاسخ دهید

بخش‌های الزامی با * مشخص شده‌اند.