از كدام بد؟

خدا مي داند چقدر خوشحالم كه در مدرسه دخترم ديگر كسي پاي تخته اسم دوستانش را از بد نمي نويسد و براي اين كار امتياز نمي گيرد. خدا مي داند چقدر خوشحالم كه دخترم هنوز بلد نيست كنار تخته سياه بايستد و به خودش اجازه بدهد كه دوستان و همكلاسي هايش را ارزيابي كند و اسم هر كدام شان را كه دلش خواست در رديف بدها بنويسد و اسم دسته اي را كه با آن ها رابطه صميمي تري دارد و بده بستان خوراكي با هم دارند را در دسته آدم هاي خوب.

خدا مي داند چقدر خوشحالم كه به خوبي به دخترم ياد دادم كه از ناراحتي ديگران خوشحال نباشد و راضي نشود آبروي دوستش را پهن زمين ببيند.
من به خودم افتخار مي كنم كه دخترم را طوري تربيت كردم كه وقتي ديد دوستش نمي تواند نمره خوبي از ديكته بگيرد اشك هاي او را پاك مي كند و به او دلداري مي دهد كه كمكش مي كند. من واقعا براي همه عمرم كافي ست كه مي بينم دخترم عيب و نقصي اگر در دوستش مي بيند مي خواهد براي رفع آن عيب به او كمك كند. حالا در همان بضاعت كودكي اش. اقلا مي خواهد به اندازه همان ده سال كودكي اش تمرين آدم بودن داشته باشد. تمرين درست زندگي كردن.

بله. خيلي از ماها كه فقط سنگ دهه شصتي بودن خودمان را به سينه مي زنيم و مدام از جبر زمانه شاكي هستيم كه فلك هرچه فشار و بدبختي داشته بر سر ما آوار كرده به اندازه يك بچه ده ساله هم اخلاق نداريم. به اندازه يك بچه ده ساله هم نمي فهميم. از آن همه به اصطلاح جبر و فشار و بدبختي كه ادعا مي كنيم متحمل شده ايم، فقط ياد گرفته ايم به خودمان حق بدهيم كه بايستيم جلوي تخته سياه و با ذره بين بي عيب و نقص خودمان آدم ها را بررسي كنيم و اسم آدم بدها بنويسيم. كاش يك نفر آن چهره كريه پشت ذره بين را نشانمان مي داد.

۲۰. مهر ۱۳۹۳ توسط فاطمه
دسته: دسته‌بندی نشده | ۳ نظر

نظر (۳)

  1. چقدر خوب گفتید. واقعا “کاش یک نفر آن چهره کریه پشت ذره بین را نشانمان می داد.”

  2. Pingback: دزمهراب » از کدام بد؟

  3. واقعا تحسین برانگیزه همچین تربیتی و باعث افتخاره
    خیلی زیبا بود و لذت بردم

پاسخ دهید

بخش‌های الزامی با * مشخص شده‌اند.