خاطره ها خوبند

يك وقت هايي آدم، يك آدم هايي را مي بيند كه مي توانند با جزييات خيلي ريز و دقيق براي ديگران يك خاطره مفصل از يك روز خيلي معمولي تعريف كنند. مثلا يارو مي گويد مرداد ماه سال ۱۳۶۸ يك روز صبح داشتم صبحانه مي خوردم و راديو داشت فلان آهنگ را پخش مي كرد و فلان و بهمان…
خواستم بگويم يكي از انبوه مواردي كه مي تواند حسادت من را به شدت تحريك كند حافظه تاريخي و خاطره گويي اين جورآدم هاست.

___________
پ ن: بالاخره حسادت هم يكي از آن احساست دروني ست كه آدم نبايد ناديده بگيردش 🙂

۰۶. مهر ۱۳۹۳ توسط فاطمه
دسته: دسته‌بندی نشده | ۷ نظر

نظر (۷)

  1. یه جایی خونده بودم که وقتی به یه کسی برای یک کاری عمیقا حسادت میکنی و نمیتونی از این حسادت دست برداری معنیش اینه که تو هم باید همون کار رو انجام بدی. در واقع نویسنده معتقد بود احساساتی مثل خشم و حسادت و اینا پیغامهایی از جانب “خویشتن” -در معنای روانشناسیش- هستند.

  2. من بعضی از اتفاقای دویست سال پیش رو با وضوح ۹۸ درصد یادمه. از هر گونه حسادت شما استقبال میکنیم. :دی

  3. خاطره ها البته خوبند و گاهی بد… کسانی که خیلی خوب خاطرات رو یادشونه خیلی وقت ها هم دچار عذاب مرور چندباره خاطرات ناخوشند که البته من هم مثل شما اساسا از این عذاب در امانم

  4. نظر که بلد نیستم بنویسم. می‌خواستم لایک بزنم. حتی دنبال‌ش هم می‌گشتم

  5. من هم از اون دسته آدم هایی هستم که خاطرات با جزئیاتشون تو ذهنم باقی میمونه ، همیشه هم داد دوستامو درمیارم و اونا بهم میگن چطوری این چیزا تو ذهنت میمونه، بعد اونها شمه از اون خاطرات رو به صورت یه سایه تو ذهنشون دارن و من انقد باید تعریف کنم تا از طریق یه نقطه مشترک پررنگ تمام خاطرات به ذهن فراموشکارشون برگرده…از این کار هم هیچوقت خسته نمیشم:))))

پاسخ دهید

بخش‌های الزامی با * مشخص شده‌اند.